در عهد عتیق متوجه می شویم که والدین برای فرزندان خود همسر انتخاب می کردند چون بر این باور بودند که شناخت بهتری برای این موضوع دارند و از روی احساسات عمل نمی کردند و فرزندان اطاعت می کردند . بحث ما در این جا این نیست که این کار درست است یا نه ولی در شرق و هندوستان که هنوز این کار را انجام می دهند نگاه کنیم مبینیم که هند با تمام آن جمعیت دارای
۷ % طلاق می باشد در حالیکه در اروپا و آمریکا ۵۰ % . اگر والدین می توانند چنین تاثیری را در ازدواج داشته باشند پس
ما که بهترین پدر را که پدر آسمانی است داریم ، اگر در اراده او از او بخواهیم بهترین را برای ما برای ازدواج مهیا خواهد کرد .
موضوع ازدواج امر بسیار حیاتی در هر جامعه می باشد .
از دیدگاه کلام خدا امری مقدس می باشد که از همان اول از اهمیت خاص خود برخوردار بوده است .
تعریفات زیادی برای ازدواج آمده است :
به هم پیوستن ، با هم بودن ، تشکیل خانواده دادن ، نکاح ، وصلت ، جشن عروسی ، زناشویی ، یگانگی ، اتحاد ، عقد ، پیمان ، تاهل و بالاخره معامله .از دیدگاه کلام خدا امری مقدس می باشد که از همان اول از اهمیت خاص خود برخوردار بوده است .
معنی کتابمقدسی آن بسیار زیبا و با مفهوم می باشد :
پیدایش ۲ : ۲۴
یک تن به معنی : یک بدن است ، در آشوری می گوید یک گوشت خواهند بود . مثل عضلات که به هم چسبیده اند و یک خون در آنها در جریان است .
ما از کلام خدا می فهمیم که در اراده خدا نبوده است که آدم تنها بماند و برای همین آنها را مرد و زن آفرید :
کِی میتوان به این یگانگی و یک بدن بودن رسید ؟
زمانی که بتوانیم همسر خود را انتخاب کنیم و در انتخاب خود او را محبت کرده و خدمت نماییم .
به نظر من ازدواج سه معنی دارد :
۱ - انتخاب
۲ - محبت
۳ – خدمت
بعد از تصمیم زندگی کردن با خداوند ، ازدواج ، دومین مرحله مهم در زندگی می باشد . بنابراین اگر در انتخاب خود مواظب نباشیم ، مصیبت بزرگی را برای خود و طرف مقابل و فرزندان خود ، خواهیم آورد .
تجرد مهمترین زمانی است که به ما داده شده تا بتوانیم در مورد ازدواج درست فکر کنیم ، این زمانی است که خداوند با حضور فراوانش در زندگی تجرد ما ، ما را کمک می کند که احساس تنهایی نکنیم و ما را کمک می کند که انتخاب صحیحی را داشته باشیم . خداوند ما را در این زمانِ تجرد می تواند یاد دهد که ازدواج یعنی محبت کردن و خدمت کردنِ شخصی ، که همسر آینده است و هر دو با هم خواهند توانست شاهد امینی برای خداوند و نمونه بارزی از پیدایش ۲ : ۱۸ یعنی یک تن بودن باشند .
برای همین اگر شخص مجرد برای این امر مهم عجله نماید و خارج از اراده خداوند با شخصی که خداوند را در اولویت زندگی خود نگذاشته باشد ، عهد ببندد ، دیر یا زود متوجه اشتباه خود خواهد شد .
نمونه در این مورد سلیمان حکیم میباشد که با تمام حکمتی که خدا به او بخشیده بود ، حکمت خود را در برابر زنان خود بکار نبرد و همین امر او را به بت پرستی کشاند . سامسون به خاطر یک زن چشمانش را از دست داد . داود به خاطر یک زن خود را در زنا انداخت و موجب قتل سردار خود شد .
اگر احساسات ما درست و پاک نباشد ، معنی محبت را درست متوجه نخواهیم شد . در هر عشق و دوست داشتن اگر محبت خدا حضور نداشته باشد ، آن محبت ، محبت دنیوی و قراردادی و دادو ستدی خواهد بود . عشق و محبت در این دنیا معنی و عزت و احترام خود را از دست داده است . بیشتر به این معنی است که اگر برای من کاری انجام بدی من دوستت خواهم داشت وگرنه ما با هم کاری نداریم ، برای همین هم ، زود از هم خسته می شوند و فوری به فکر طلاق می افتند . در حالیکه محبت خدا در انتظار دریافت چیزی نیست ، محبت خدا بر اساس بخشیدن پایه گذاری شده است ، محبت خدا صبر می کند ، شک ندارد و تحمل می نماید :
۱ قرن ۱۳ : ۱ – ۱۳
خداوند در خصوص انتخاب درست ، مایل است که از او خواسته شود و با کمال صبر در انجام اراده او بسر برده شود . حال موضوع این است که تعداد زیادی دعا کرده اند و بارها و بارها از خداوند خواسته اند ولی چیزی اتفاق نیفتاده است و این باعث نا امیدی این عزیزان گشته است .
سثوال این است که چرا این چنین است ؟
احتمال هست که درخواست کننده به نیت بد درخواست می نماید . به عنوان مثال شاید مَرد چنین فکر می کند :
• میخواهم برام آشپزی بکنه ، میخوام لباسم را بشوره ، می خوام خانه ام را تمیز کنه ، می خوام عقده های جنسی مرا ، برآورده کنه ، می خوام هر چی من میگویم بدون چون و چرا انجام بده ، می خوام برام بچه بیاره و ...
شاید زن هم این چنین فکر بکند که :
• باید برام زندگی عالی فراهم بکنه ، باید گردن و انگشتانم را با جواهرات پُر کنه ، باید بره جون بکنه تا من بهترین لباس را بپوشم ، باید برام کلفت بگیره ، باید منو صبح بیدار نکنه ، باید منو برای تعطیلات به بهترین جاها ببره ، باید ناز منو بکشه ، باید در حساب بانکی من آنقدر پول باشه و ...
اگر دقت نماییم برای هر دو جنس میبینیم که من داره کار میکنه نه ما . لابد است که چنین دعایی جواب داده نخواهد شد وبرای همین شخص از اراده خداوند دور می شود و آنچه را که خود می طلبد پیدا می کند ولی بعد ، از کرده خود پشیمان می گردد و نا امید و مایوس تر می گردد و به دام شیطان می افتد .
در هر دو مورد می بینیم که یک تن شدن وجود ندارد ، همکاری نیست . اگر خواسته خداوند را در پیدایش ۲ : ۲۴ را انجام دهیم ، آنوقت موافق اراده او انجام داده ایم و بر حسب خواسته او عمل کرده ایم آنوقت او یعنی خداوند موافق ما ، را به ما خواهد داد .
( به قولی آن دنده ای که مناسب با ما است ، به ما خواهد بخشید ) .
اگر مَرد خواسته خود را اصلاح کرده و این چنین بخواهد :
• مثل خودم دوستش خواهم داشت ، به او وقت خواهم داد ، برای او پدر خواهم بود ، برای او مادر خواهم بود ، برای او برادر و خواهر خواهم بود ، موقعیت او را درک خواهم کرد ، با او دعا خواهم کرد ، با هم خدا را خواهیم پرستید ، با هم به حضور خدا خواهیم رفت ، اوامر خدا را با هم اطاعت خواهیم کرد مثل گوشت و استخوانم از او مواظبت خواهم کرد ، پدر خوبی برای بچه هامون خواهم بود ، با هم خانه خود را بنا خواهیم کرد ، با هم تصمیم خواهیم گرفت . با هم در خصوص مساثل زناشویی تصمیم خواهیم گرفت ، دلش را نخواهم شکست ، به او توهین نخواهم کرد ، بعد از کار به خانه خواهم آمد ، اگر هم جایی بخواهم بروم به او خواهم گفت ، به او دروغ نخواهم گفت و ...
اگر زن نیز این چنین بیندیشد که :
• برای او زن خوبی خواهم بود ، سعی خواهم کرد که به او از نظر مالی فشار نیاد ، اگر توانستم او را در مساثل مالی کمک خواهم کرد ، ول خرجی نخواهم کرد ، به او احترام خواهم گذاشت ، خانواده او را احترام خواهم کرد ، با او برای مساثل مختلف مشورت خواهم کرد ، به او دروغ نخواهم گفت ، زیر زیرکی از این ور آنور پول برای خانواده خودم جمع نخواهم کرد ، برای تهیه غذا نظر او را خواهم خواست . و....
موضوع خیلی فرق خواهد کرد . اکثر مردها برای اینکه حرفشان به کرسی بنشیند تا چیزی میشود می گویند :
حواست باشه طلاقت می دهم ها .
ازدواج باید بر اساس نهاد و سیرت انجام کیرد ، نه بر اساس احساسات . زیرا احساسات در نوسان هستند اما نهاد و سیرت در نوسان نیستند . شیطان از طریق احساسات به ازدواج ضربه می زند . باید مواظب بود که ، احساسات ما را هدایت ننمایند بلکه تحت کنترل ما باشند .
اگر ما ازدواج را خدمت به همسر بدانیم تمام مشکلات ما حل خواهد شد . طبق معانی که برای این خدمت دادم ، ازدواج ما را به یک تن بودن تشویق خواهد کرد . اگر یک خادم نتواند همسر و خانواده خود را خدمت نماید چگونه ممکن است دیگران و کلیسا را خدمت نماید و دقت نماییم که ازدواج یعنی یک تن شدن و در اینجا کلام خدا توجه ما را به
یک تن بودن .
پیدایش ۲ : ۲۴
از این سبب مرد پدر و مادر خود را ترک کرده با زن خویش خواهد پیوست و یک تن خواهد بود .
یک تن به معنی : یک بدن است ، در آشوری می گوید یک گوشت خواهند بود . مثل عضلات که به هم چسبیده اند و یک خون در آنها در جریان است .ما از کلام خدا می فهمیم که در اراده خدا نبوده است که آدم تنها بماند و برای همین آنها را مرد و زن آفرید :
پیدایش ۲ : ۱۸ و خداوند خدا گفت : خوب نیست که آدم تنها باشد پس برایش معاونی موافق وی بسازم .
• خوب نیست ، یعنی چه ؟
یعنی : راضی نیستم ، این پسندیده نیست .• معاون یعنی چه ؟
یعنی : کمک کننده ، یار و یاور و خادم و مدد کننده . خادم در اینجا به معنی نوکر و زیر دست نیست بلکه ، شریک در هر دست گرفتن و کمک رسان می باشد .• موافق وی یعنی چه ؟
یعنی : مناسب ، مثل خودش ، یک جور ، مطابق و سازگار با او .کِی میتوان به این یگانگی و یک بدن بودن رسید ؟
زمانی که بتوانیم همسر خود را انتخاب کنیم و در انتخاب خود او را محبت کرده و خدمت نماییم .
به نظر من ازدواج سه معنی دارد :
۱ - انتخاب
۲ - محبت
۳ – خدمت
تعریف انتخاب چیست ؟
انتخاب مطالعه است برای شناخت ، شخصی که قرار است ، همسر آینده باشد . در این مطالعه باید مواظب بود که فقط شناخت احساسات و بکارگیری محض آنها نباشد ، بلکه این مطالعه برای شناخت ، باید هدف داشته باشد و هدف آن بر اساس محبت و خدمت باید گذاشته شود .بعد از تصمیم زندگی کردن با خداوند ، ازدواج ، دومین مرحله مهم در زندگی می باشد . بنابراین اگر در انتخاب خود مواظب نباشیم ، مصیبت بزرگی را برای خود و طرف مقابل و فرزندان خود ، خواهیم آورد .
تجرد مهمترین زمانی است که به ما داده شده تا بتوانیم در مورد ازدواج درست فکر کنیم ، این زمانی است که خداوند با حضور فراوانش در زندگی تجرد ما ، ما را کمک می کند که احساس تنهایی نکنیم و ما را کمک می کند که انتخاب صحیحی را داشته باشیم . خداوند ما را در این زمانِ تجرد می تواند یاد دهد که ازدواج یعنی محبت کردن و خدمت کردنِ شخصی ، که همسر آینده است و هر دو با هم خواهند توانست شاهد امینی برای خداوند و نمونه بارزی از پیدایش ۲ : ۱۸ یعنی یک تن بودن باشند .
برای همین اگر شخص مجرد برای این امر مهم عجله نماید و خارج از اراده خداوند با شخصی که خداوند را در اولویت زندگی خود نگذاشته باشد ، عهد ببندد ، دیر یا زود متوجه اشتباه خود خواهد شد .
نمونه در این مورد سلیمان حکیم میباشد که با تمام حکمتی که خدا به او بخشیده بود ، حکمت خود را در برابر زنان خود بکار نبرد و همین امر او را به بت پرستی کشاند . سامسون به خاطر یک زن چشمانش را از دست داد . داود به خاطر یک زن خود را در زنا انداخت و موجب قتل سردار خود شد .
تعریف محبت چیست ؟
تعریفات زیادی در این مورد هست به نظر من بهترین تعریف این است که :- خدا محبت است و این محبت عیسی مسیح است .
اگر احساسات ما درست و پاک نباشد ، معنی محبت را درست متوجه نخواهیم شد . در هر عشق و دوست داشتن اگر محبت خدا حضور نداشته باشد ، آن محبت ، محبت دنیوی و قراردادی و دادو ستدی خواهد بود . عشق و محبت در این دنیا معنی و عزت و احترام خود را از دست داده است . بیشتر به این معنی است که اگر برای من کاری انجام بدی من دوستت خواهم داشت وگرنه ما با هم کاری نداریم ، برای همین هم ، زود از هم خسته می شوند و فوری به فکر طلاق می افتند . در حالیکه محبت خدا در انتظار دریافت چیزی نیست ، محبت خدا بر اساس بخشیدن پایه گذاری شده است ، محبت خدا صبر می کند ، شک ندارد و تحمل می نماید :
۱ قرن ۱۳ : ۱ – ۱۳
سثوال این است که آیا تمام ازدواجهایی که در خداوند با دعا خواسته شده موفق بوده اند ؟
جواب این است که می توان گفت : بله اغلب . و اگر هستند که نبوده اند برای این بوده است که معنی و مفهوم ازدواج را ندانسته اند .خداوند در خصوص انتخاب درست ، مایل است که از او خواسته شود و با کمال صبر در انجام اراده او بسر برده شود . حال موضوع این است که تعداد زیادی دعا کرده اند و بارها و بارها از خداوند خواسته اند ولی چیزی اتفاق نیفتاده است و این باعث نا امیدی این عزیزان گشته است .
سثوال این است که چرا این چنین است ؟
اگر خداوند مایل است که این موضوع از او خواسته شود پس چرا بعضی هنوز به مراد دل خود نرسیده اند ؟
احتمال هست که درخواست کننده به نیت بد درخواست می نماید . به عنوان مثال شاید مَرد چنین فکر می کند :
• میخواهم برام آشپزی بکنه ، میخوام لباسم را بشوره ، می خوام خانه ام را تمیز کنه ، می خوام عقده های جنسی مرا ، برآورده کنه ، می خوام هر چی من میگویم بدون چون و چرا انجام بده ، می خوام برام بچه بیاره و ...
شاید زن هم این چنین فکر بکند که :
• باید برام زندگی عالی فراهم بکنه ، باید گردن و انگشتانم را با جواهرات پُر کنه ، باید بره جون بکنه تا من بهترین لباس را بپوشم ، باید برام کلفت بگیره ، باید منو صبح بیدار نکنه ، باید منو برای تعطیلات به بهترین جاها ببره ، باید ناز منو بکشه ، باید در حساب بانکی من آنقدر پول باشه و ...
اگر دقت نماییم برای هر دو جنس میبینیم که من داره کار میکنه نه ما . لابد است که چنین دعایی جواب داده نخواهد شد وبرای همین شخص از اراده خداوند دور می شود و آنچه را که خود می طلبد پیدا می کند ولی بعد ، از کرده خود پشیمان می گردد و نا امید و مایوس تر می گردد و به دام شیطان می افتد .
در هر دو مورد می بینیم که یک تن شدن وجود ندارد ، همکاری نیست . اگر خواسته خداوند را در پیدایش ۲ : ۲۴ را انجام دهیم ، آنوقت موافق اراده او انجام داده ایم و بر حسب خواسته او عمل کرده ایم آنوقت او یعنی خداوند موافق ما ، را به ما خواهد داد .
( به قولی آن دنده ای که مناسب با ما است ، به ما خواهد بخشید ) .
اگر مَرد خواسته خود را اصلاح کرده و این چنین بخواهد :
• مثل خودم دوستش خواهم داشت ، به او وقت خواهم داد ، برای او پدر خواهم بود ، برای او مادر خواهم بود ، برای او برادر و خواهر خواهم بود ، موقعیت او را درک خواهم کرد ، با او دعا خواهم کرد ، با هم خدا را خواهیم پرستید ، با هم به حضور خدا خواهیم رفت ، اوامر خدا را با هم اطاعت خواهیم کرد مثل گوشت و استخوانم از او مواظبت خواهم کرد ، پدر خوبی برای بچه هامون خواهم بود ، با هم خانه خود را بنا خواهیم کرد ، با هم تصمیم خواهیم گرفت . با هم در خصوص مساثل زناشویی تصمیم خواهیم گرفت ، دلش را نخواهم شکست ، به او توهین نخواهم کرد ، بعد از کار به خانه خواهم آمد ، اگر هم جایی بخواهم بروم به او خواهم گفت ، به او دروغ نخواهم گفت و ...
اگر زن نیز این چنین بیندیشد که :
• برای او زن خوبی خواهم بود ، سعی خواهم کرد که به او از نظر مالی فشار نیاد ، اگر توانستم او را در مساثل مالی کمک خواهم کرد ، ول خرجی نخواهم کرد ، به او احترام خواهم گذاشت ، خانواده او را احترام خواهم کرد ، با او برای مساثل مختلف مشورت خواهم کرد ، به او دروغ نخواهم گفت ، زیر زیرکی از این ور آنور پول برای خانواده خودم جمع نخواهم کرد ، برای تهیه غذا نظر او را خواهم خواست . و....
موضوع خیلی فرق خواهد کرد . اکثر مردها برای اینکه حرفشان به کرسی بنشیند تا چیزی میشود می گویند :
حواست باشه طلاقت می دهم ها .
ازدواج باید بر اساس نهاد و سیرت انجام کیرد ، نه بر اساس احساسات . زیرا احساسات در نوسان هستند اما نهاد و سیرت در نوسان نیستند . شیطان از طریق احساسات به ازدواج ضربه می زند . باید مواظب بود که ، احساسات ما را هدایت ننمایند بلکه تحت کنترل ما باشند .
خدمت چیست ؟
معنی خدمت در خداوند یعنی : پا شستن ، فروتن شدن ، به خود فکر نکردن ، دیگران را بهتر از خود دانستن . بدون منت کاری را انجام دادن ، موجب برکت شدن و در راه آن فدا کردن .اگر ما ازدواج را خدمت به همسر بدانیم تمام مشکلات ما حل خواهد شد . طبق معانی که برای این خدمت دادم ، ازدواج ما را به یک تن بودن تشویق خواهد کرد . اگر یک خادم نتواند همسر و خانواده خود را خدمت نماید چگونه ممکن است دیگران و کلیسا را خدمت نماید و دقت نماییم که ازدواج یعنی یک تن شدن و در اینجا کلام خدا توجه ما را به
کلیسا که بدن خداوند است
، معطوف می دارد .۱ تیموتاوس ۳ : ۵ زیرا هرگاه کسی نداند که اهل خانه خود را تدبیر کند چگونه کلیسای خدا را نگاهبانی می نماید .
در عهد عتیق متوجه می شویم که والدین برای فرزندان خود همسر انتخاب می کردند چون بر این باور بودند که شناخت بهتری برای این موضوع دارند و از روی احساسات عمل نمی کردند و فرزندان اطاعت می کردند . بحث ما در این جا این نیست که این کار درست است یا نه ولی در شرق و هندوستان که هنوز این کار را انجام می دهند نگاه کنیم مبینیم که هند با تمام آن جمعیت دارای
۷ % طلاق می باشد در حالیکه در اروپا و آمریکا ۵۰ % . اگر والدین می توانند چنین تاثیری را در ازدواج داشته باشند پس
ما که بهترین پدر را که پدر آسمانی است داریم ، اگر در اراده او از او بخواهیم بهترین را برای ما برای ازدواج مهیا خواهد کرد .








Donbaleh
Balatarin
Google
Facebook
Twitter
Myspace
Linkedin
Yahoo
Digg
del.icio.us
Windows Live
Furl
Reddit
Blogger
Technorati
Rain Concert

